زونا

زونا

زونا بیماری دردناکی است که توسط ویروسی ایجاد می‌شود که عامل ابتلابه بیماری‌ آبله‌مرغان نیز هست. این ویروس به نام واریسلا زوستر خوانده می‌شود. زونا یا همان هرپس زوستر در افرادی ایجاد می‌شود که قبلا مبتلا به آبله‌مرغان شده‌اند.
زونا معمولا یک بار در زندگی فرد اتفاق می‌افتد. بسیاری از افرادی که مبتلا به زونا می‌شوند بیش از 50 سال سن دارند، مبتلا به سایر بیماری‌ها (نظیر سرطان) هستند، یا به دنبال مصرف برخی داروها، سیستم ایمنی‌شان تضعیف شده است (مثل مصرف داروهای استروییدی). ویروس واریسلا زوستر (VZV) که سبب زونا و آبله‌مرغان می‌شود از خانواده ویروس‌های هرپسی است. این ویروس با انواعی که عامل سرماخوردگی است، یا سایر هرپس‌های تناسلی متفاوت است. ویروس هرپس زوستر بعد از اینکه شخص از آبله‌مرغان بهبودی می‌‌یابد، در بافت‌های عصبی باقی می‌ماند. این ویروس غیرفعال باقی مانده تا دوباره فعال شده و منجر به زونا گردد. دلیل این فعال شدن مجدد هنوز کاملا مشخص نیست.

علایم و نشانه‌ها

پیدایش بثور ریز در یک طرف بدن یا صورت
تب، سردرد، خستگی و لرز
درد، که ممکن است قبل از بثورات ایجاد شود.

درمان

استفاده از داروهای ضدویروسی که اگر این داروها بلافاصله بعد از شروع علایم مصرف شود سبب کوتاهی طول مدت ابتلا به زونا می‌شود. در صورت مصرف این داروها شدت دوره‌های زونا نیز بسیار کمتر خواهد شد.
درمان‌های حمایتی، شامل استراحت و مصرف مایعات فراوان که در درمان زونا بسیار مفید خواهد بود. (همانند سایر عفونت‌های ویروسی)
استامینوفن ممکن است به تسکین درد و کاهش تب کمک کند.
از خاراندن ضایعات پرهیز کنید چرا که ممکن است عفونی شوند.
شستشوی مکرر دست‌ها بسیار مهم است.
در موارد نادر زونا می‌تواند بسیار شدید شده و سبب بروز بیماری جدی از جمله پنومونی و انسفالیت (التهاب مغز) شود. در مواردی که دوره‌های تشدید زونا رخ می‌دهد برای انجام مراقبت‌های بیشتر ممکن است لازم باشد بیمار در بیمارستان بستری شود.

پیشگیری

با انجام واکسیناسیون علیه آبله‌مرغان و زونا می‌توان از ابتلا به این بیماری‌های پیشگیری کرد. واکسن واریسلا (برای آبله‌مرغان) برای همه کودکان کوچک و بزرگ که مبتلا به آبله‌مرغان نشده‌اند توصیه می‌شود. واکسن زونا برای بزرگسالانی که بیش از 60 سال دارند نیز توصیه می‌شود. برخی از افراد نباید این واکسن‌ها را دریافت کنند: مثل زنان باردار، افرادی که دچار ضعف سیستم ایمنی هستند و اطفال کمتر از 12 ماه.
افرادی که به زونا مبتلا هستند می‌توانند این ویروس را به کسانی که آبله‌مرغان نگرفته‌اند، منتقل کنند.
ضایعات پوستی تا زمان بهبودی کامل، مسری هستند.

نورالژی پس از هرپس

بعضی از افراد دچار نوعی وضعیت دردناک طولانی‌مدت به نام نورالژی پس از هرپس می‌شوند که معمولا بعد از گذشت دوره‌های زونا ایجاد می‌شود. این حالت بیشتر در سالمندان شایع است. درمان زودرس زونا با داروهای ضدویروسی ممکن است از وقوع این حالت پیشگیری کند. منبع:www.salamat.com

ملاحظات دارویی در دوران سالمندی

ملاحظات دارویی در دوران سالمندی
آقای دکتر! از نظر علم داروشناسی، آیا تغییرات زیادی در جذب، توزیع، متابولیسم کبدی و کلیوی داروها در دوران سالمندی رخ می‌دهد؟

نکته‌ای که باید در ابتدا به آن اشاره کنم، این است که هر کدام از ما 2 سن داریم؛ یک سن شناسنامه‌ای یا تقویمی که از روز تولد تا امروز ما را تعیین می‌کند و دیگری سن فیزیولوژیک. اندازه‌گیری سن فیزیولوژیک، دشوار است و آن، سنی است که میزان استهلاک بافتی، دستگاهی و کل بدن را تعیین می‌کند. به عنوان نمونه، مردی که به 50 سالگی می‌رسد و داروی زیادی در مدت عمرش مصرف نکرده است، با مردی که به 50 سالگی رسیده و حدود 30 سال از عمرش را دارو مصرف می‌کرده، بسیار متفاوت است؛ زیرا تمام این داروهای مصرف‌شده به کلیه و کبد فرد، بار بیشتر و کار زیادتری را تحمیل کرده‌اند. به هر حال، از 50 سالگی به بعد، برخی از تغییرات اساسی در کارکرد دستگاه‌ها و اندام‌های بدن رخ می‌دهد.

چه تغییراتی؟

به عنوان نمونه، فعالیت یا قدرت تصفیه‌کنندگی کلیه از 50 سالگی به بعد به طور متوسط سالی یک درصد کاهش می‌یابد. بنابراین ظرفیت تصفیه‌کنندگی و دفع فضولات و سموم کلیه یک فرد 60 ساله 10 درصد کمتر از یک کلیه 50 ساله است. در 70 سالگی این کاهش به 20 درصد می‌رسد. همان‌طور که می‌دانید کلیه محل اصلی دفع داروهاست و بیشتر داروها از طریق کلیه دفع می‌شوند. بنابراین وقتی قدرت دفعی کلیه در مدت 10 سال 10 درصد کاهش پیدا می‌کند، به این معناست که خطر مسمومیت‌های دارویی و تجمع داروها در بدن سالمندان به طور فزاینده‌ای افزایش می‌یابد. همچنین فعالیت کبد از 50 سالگی کاهش پیدا می‌کند و در نتیجه داروهایی که باید در کبد متابولیزه شوند، کمتر تحت این فرآیند قرار می‌گیرند و خطر تجمع آنها در بدن افزایش پیدا می‌کند. از طرفی، جذب گوارشی داروها در سالمندان به دلیل تغییرات ترشح اسید کاهش پیدا می‌کند. حرکات دودی در معده و روده سالمندان کم است و این امر سبب اختلال جذب بعضی از داروها می‌شود. تغییرات نسبت آب و چربی در بدن سالمندان نیز می‌تواند حجم توزیع داروهایی را که حلال در آب یا حلال در چربی هستند، تغییر دهد.

بسیاری از سالمندان دچار اختلالاتی در حواس و حافظه می‌شوند. این امر چه تاثیری در دارودرمانی سالمندان دارد؟

اختلالات حواس شامل حس‌های بینایی، شنوایی، چشایی و اختلالات حافظه از مشکلات شایع دوران سالمندی است و این اختلالات، خطاهای دارودرمانی و خطرات مصرف داروها را در سالمندان به میزان قابل‌توجهی افزایش می‌دهد. در ضعف بینایی نیز همیشه این خطر وجود دارد که سالمندان دارویی را به اشتباه به جای داروی دیگر و مصرف کنند. به همین دلیل به جوان‌ترهایی که در خانواده‌ خود، سالمند دارند، توصیه می‌کنم مسوولیت برنامه‌های دارویی آنها را برعهده بگیرند تا خطاهای دارودرمانی به حداقل برسد.

بسیاری از سالمندان به مشکلات گوارشی نیز مبتلا هستند. آنها برای مصرف داروهایشان چه اقداماتی را باید انجام بدهند؟

مشکلات گوارشی، مشکلات بسیار وسیعی را شامل می‌شوند. ممکن است منظور از مشکل گوارشی، زخم‌معده و اثنی‌عشر، التهاب، اسهال یا یبوست‌های عصبی و ... باشد که در هر مورد، شرایط مصرف دارو کاملا تغییر می‌کند. به طور کلی، داروهایی که عوارض گوارشی مانند زخم‌ یا التهاب روده و معده ایجاد می‌کنند، باید در سالمندان با مقادیر کمتر و کنترل بیشتر بیمار مصرف شوند. طبق یک اصل کلی، همیشه باید برای سالمندان کمترین دوز موثر داروها تجویز شود؛ یعنی حداقل مقداری که می‌تواند اثرات درمانی مطلوب را ایجاد کند. طبیعتا اگر مصرف دارو ایجاد زخم می‌کند، باید همراه با غذا یا شیر خورده شود. البته این دستورالعمل در مورد همه داروها درست نیست زیرا آنتی‌بیوتیک‌هایی مانند آمپی‌سیلین برای اثربخشی بیشتر چه در جوانان و چه در سالمندان حتما باید با شکم خالی مصرف شوند. بنابراین توصیه من این است که حتما چه در مواردی که خود سالمند اقدام به تهیه دارو از داروخانه می‌کند و چه در مواردی که افراد خانواده‌ دارویش را تهیه می‌کنند، حتما دستورالعمل زمان صحیح مصرف دارو و نحوه درست مصرف آن را از دکتر داروساز در داروخانه بگیرند.

توصیه شما به سالمندانی که مجبورند به دلیل مشکلات متعددی که دارند داروهای زیادی بخورند، چیست؟

توصیه‌ام با توجه به نوع داروهایی که سالمندان استفاده می‌کنند، تفاوت می‌کند. گاهی ممکن است فرد داروهایی مصرف می‌کند که خوردن آنها با هم مشکلی ایجاد نمی‌کند. ولی ممکن است سالمند فقط 2 نوع دارو مصرف کند اما وقتی اولی را می‌خورد، دومی را نباید بلافاصله بعد از آن استفاده کند. به همین دلیل 2 توصیه کلی برای سالمندان دارم. اول اینکه، زمانی که به پزشک مراجعه می‌کنید و در عین حال، تحت درمان با داروهای دیگر توسط پزشکان دیگری نیز هستید، حتما همه داروهایتان را به پزشک معرفی کنید. در این صورت، پزشک با علم به اینکه شما تحت درمان با داروهای دیگری نیز هستید، داروهای لازم را برای شما تجویز می‌کند. به عنوان نمونه، اگر سالمند بیمار برای درمان دیابت‌اش به پزشک غدد مراجعه کند و همزمان پرفشاری خون هم داشته باشد و تحت درمان با داروهای ضدفشار خون هم باشد، باید حتما پزشک متخصص غددش را از داروهایی که مصرف می‌کند، مطلع سازد. همین‌طور این اطلاعات را در داروخانه در اختیار دکتر داروساز نیز قرار دهید تا آنها بتوانند تصمیم درست و مقتضی را در مورد تداخلات داروهای مصرفی‌ بگیرند و آموزش‌های لازم را ارائه کنند.

آیا سالمندان می‌توانند هر زمان که درد داشتند، از مسکن‌ها استفاده کنند؟

بله؛ ولی همیشه باید حداقل مقدار لازم را استفاده کنند و چنانچه دچار نارسایی کلیوی و کبدی نیز هستند حتما برای انتخاب داروی مسکن‌ با همکاران داروساز در داروخانه مشورت کنند.
منبع:www.salamat.com

اگر کودک 18 ماهه دارید...

اگر کودک 18 ماهه دارید...


نویسنده:دکتر بهرام دلاور/ متخصص اطفال



در این مطلب روی توانایی‌های عمده‌ای که باید یک شیرخوار 18ماهه داشته باشد و اگر آنها را کسب نکرده باشد در معرض خطر پیشرفت اختلال‌های تکاملی است، بحث می‌کنم. هر کودکی که تا سن 18ماهگی نتواند کارهای زیر را انجام دهد، از نظر تکاملی نیازمند بررسی بیشتر و معاینه توسط پزشک اطفال است:
1- برنامه خواب وی قابل تنظیم نباشد. یعنی یا بدون اینکه دیگران دیر بخوابند تا دیروقت بیدار است یا اینکه در طول خواب مکررا بیدار می‌شود و خواب راحتی ندارد.
2- در کنترل رفتار خود مشکل دارد و بی‌جهت نق می‌زند یا بهانه‌گیری بی‌جا می‌کند. یا بدون دلیل ممکن است به کودکان دیگر صدمه بزند (گاز بگیرد، با دست بزند).
3- دست شما را برای نشان دادن چیزی نمی‌گیرد.
4- اسباب‌بازی‌هایی را که به دستش می‌رسد به دهان می‌برد و بازی کردن با آن را بلد نیست.
5- کارهایی که به او می‌گویید مانند شما انجام بدهد بلد نیست تکرار کند و به آن توجه نمی‌کند.
6- نمی‌تواند با انگشتان دست خود اجزای اشیایی را که در دست می‌گیرد را کاوش کند. به عنوان نمونه چرخ ماشین اسباب‌بازی را بچرخاند یا پای عروسک را خم و باز کند.
7- نمی‌تواند دستورات ساده‌ای را که به وی داده می‌شود نمی‌تواند اجرا کند مانند برو توپت را بیاور.
8- طرز استفاده از قاشق را نمی‌داند و بلد نیست آن را در دست بگیرد.
9- با استفاده از مداد یا خودکار بدون اینکه از او تقاضا شود بلد نیست شکل هرچند بی‌معنی را رسم کند یا خط‌خطی کند.
10- هنوز مستقل راه نمی‌رود یا اینکه بسیار زیاد زمین می‌خورد.
در این سن وقتی با دست ملاج کودک را در سر لمس می‌کنیم نباید به دست بخورد. به تدریج می‌تواند 2 کلمه را پشت‌سرهم ادا کند و عبارات ساده‌ای مانند آب می‌خوام را بگوید. دایره لغات وی از حدود 15 کلمه تجاوز می‌کند و اکثر اطرافیان را با نام صدا می‌کند.
3 بار در روز به او غذا بدهید و اجازه دهید خودش با قاشق غذا بخورد و کماکان از دادن نمک به او اجتناب کنید. به تدریج می‌تواند آمادگی خود را برای کنترل مدفوع یا ادرار نشان بدهد (به‌عنوان نمونه بعد از ادرار کردن اعلام کند) بنابراین بدون اینکه به او فشار وارد کنید برای نشستن روی لگن مخصوص خودش ترغیب‌اش کنید. لمس اندام تناسلی شایع است و به تدریج باید با نام اندام تناسلی به زبانی که خودش می‌فهمد، آشنا شود.
منبع:www.salamat.com

سرطان در عهد باستان

سرطان در عهد باستان

مومیایی‌ها نمی‌دانستند سرطان دارند؛ تا زمانی که در قرن بیست‌ویکم پزشکان به سراغشان رفتند! دانشمندانی که روی تاریخچه بیماری سرطان تحقیق می‌کردند سراغ مومیایی‌ها رفتند و از باقیمانده جسد آنها موارد متعددی از سرطان استخوان و سرطان سر و گردن را تشخیص دادند. درواقع علت مرگ بعضی از آنها ابتلا به انواعی از سرطان بوده است. این مومیایی‌ها اولین بیماران سرطانی هستند که ما می‌شناسیم.
سرطان در عصر حاضر شیوع بالایی دارد. سرطان یکی از 3 علت مرگ در دنیا است. تقریبا نیمی‌ از مردان و 3/1 از زنان در طول زندگی خود به سرطان مبتلا می‌شوند. به‌نظر می‌رسد در گذشته این‌طور نبوده است. اما دلیل آن چیست؟ مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که سرطان در حال حاضر شیوع زیادی پیدا کرده و دلیل آن تغییر روش زندگی انسان‌ها است. افزایش مواد سرطان‌زا مانند تنباکو و آلودگی هوا در قرن‌های اخیر، باعث افزایش شیوع سرطان در دنیا شده است. شیوع سرطان بعد از انقلاب صنعتی افزایش چشمگیری داشت. عوامل ایجادکننده سرطان در عهد باستان کمتر بودند و به همین دلیل ابتلا به سرطان شیوع کمی‌ داشت. البته دلیل دیگر این است که ریسک ابتلا به سرطان با بالا رفتن سن افزایش می‌یابد. طول عمر انسان در عهد باستان کمتر بوده و به همین دلیل ابتلا به سرطان شایع نبوده است. افزایش میانگین طول عمر در انسان امروزی شیوع سرطان را هم افزایش داده است. افزایش استفاده از تنباکو، تغذیه جدید و کاهش تحرک و ورزش در دنیای امروز در افزایش ریسک ابتلا به سرطان تاثیرگذار است.

چه کسی اول سرطان را شناخت؟

اولین توصیف سرطان، مربوط به 1600 سال قبل از میلاد مسیح در تمدن باستانی مصر است. اگرچه از واژه سرطان استفاده نشده است اما در پاپیروسی که از آن موقع به جا مانده است 8 بیمار مبتلا به سرطان پستان توصیف شده‌اند. برای درمان آنها از ابزاری به نام «مته آتشی» استفاده شده است. پزشکان مصری محل سرطان را با کمک مته آتشی می‌سوزاندند. این روش طول عمر بیمار را افزایش می‌داده اما در پاپیروس‌های باقیمانده نوشته‌ شده سرطان غیرقابل درمان است. پزشکان یونان باستان اولین کسانی بودند که سرطان را به‌عنوان یک بیماری شناختند. بقراط که به‌عنوان پدر علم پزشکی شناخته می‌شود بین سال‌های 460 تا 370 قبل از میلاد مسیح زندگی می‌کرد. او در کتا‌ب‌هایش نوشته است که صفرای سیاه عامل به وجودآورنده سرطان است. بقراط سرطان‌های پوست و بینی و پستان را دیده بود و ظاهر آنها را به خرچنگ تشبیه کرده بود. او برای نامیدن بیماری سرطان از کلمه خرچنگ (کارکونوس-کارسینوما) استفاده کرد. بعدها سلسیوس، پزشک رومی‌ از مترادف لاتین این کلمه به نام کانسر استفاده کرد. پزشکان مسلمان هم از مترادف این کلمه یعنی سرطان استفاده کردند.

علت سرطان از نگاه پزشکان باستانی

بعضی از پزشکان مصری بیماری سرطان را نفرین خدایان می‌دانستند. تمدن‌های دیگر هم توجیهی برای سرطان نداشتند. نظریه بقراط 1300 به عنوان نظریه غالب پذیرفته شده بود. به نظر بقراط، بدن انسان از 4 جزء (اخلاط رابعه) تشکیل شده: خون، بلغم، صفرای زرد و صفرای سیاه. وقتی این 4 جزء در تعادل باشند انسان در سلامتی به سر می‌برد. اگر هر کدام از این 4 جزء کم شوند یا زیاد شوند بیماری به وجود می‌آید. به نظر بقراط زیاد شدن صفرای سیاه در هر عضوی از بدن باعث تشکیل سرطان در آن عضو می‌شود. این نظریه تا حدود 1300 سال بعد توجیه‌کننده بیماری سرطان بود. طی این مدت کالبدشکافی و جست‌و‌جو در بدن بیماران و افراد فوت‌شده ممنوع بود. به همین دلیل کماکان این تئوری باقیمانده بود و دانش پزشکی پیشرفت نمی‌کرد. تا اینکه بعد از رنسانس تئوری‌های جدیدی برای علت به وجود آمدن سرطان مطرح شد. بعد از کشف جریان خون در بدن، سلامت و بیماری انسان به جریان مناسب مایعات در بدن نسبت داده شد. مایعات شناخته شده از نظر پزشکان در آن زمان خون و لنف بودند. پزشکان تصور می‌کردند که سرطان از گردش نامناسب لنف در بدن به وجود می‌آید. با اختراع میکروسکوپ دانشمندان دریافتند که سلول‌های سرطانی از تغییر شکل سلول‌های بدن به وجود می‌آیند. این اکتشاف زمینه‌ساز پیشرفت‌های بعدی و شناخت کامل بیماری سرطان بود.

سرطان را می‌توان درمان کرد

پزشکان باستانی معتقد بودند که سرطان باید با روش جراحی از بدن خارج شود و عموما معتقد بودند که بعد از جراحی سرطان باز هم عود می‌کند. پزشکان یونانی می‌دانستند که ماستکتومی‌ (بریدن سینه‌های خانم‌ها) باعث بهبودی حال خانمی‌ می‌شود که در سینه‌اش توده دارد. در عین حال می‌دانستند که ممکن است سرطان پستان در این خانم‌ها عود کند و به نقاط دیگر بدن پخش شود. حتی یونانی‌ها به دنبال راه‌حلی برای درمان متاستازهای سرطان هم بودند ولی در این کار موفق نبودند. گالن، پزشک رومی ‌معروف قرن دوم میلادی که کتاب‌هایش تا هزار سال بعد هم در دانشکده‌های پزشکی تدریس می‌شد بیماری سرطان را غیرقابل درمان می‌دانست. گالن معتقد بود که اگر سرطان پستان در مراحل اولیه تشخیص داده شود می‌توان با جراحی آن را به طور کامل خارج کرد. ابوعلی‌سینا هم جراحی را روش درمان سرطان می‌دانست. به‌نظر او سرطان باید به طور کامل از بدن خارج شود و ورید‌ها و بافت اطراف سرطان هم خارج شوند و در صورت لزوم بافت اطراف سرطان سوزانده شود. حتی در بعضی موارد قطع عضو را روش درمان سرطان می‌دانست. قبل از کشف داروهای بیهوشی، جراحی به سختی انجام می‌شد اما از سال 1846 که برای اولین بار بیهوشی انجام شد، جراحی به یک هنر تبدیل شد و بسیاری از بیماری‌ها با کمک جراحی درمان شدند به طوری که قرن بعد از قرن جراحان نامیده شد.
اگرچه پزشکان باستانی در بعضی از زمینه‌ها پیشرفت خوبی کرده بودند اما آگاهی آنها از سرطان بسیار ناقص بود. پزشکان باستانی سرطان را غیرقابل درمان می‌دانستند. متاسفانه این تفکر حتی تا قرن بیستم هم ادامه یافت. حتی امروزه هم بسیاری از مردم به اشتباه بیماری سرطان را غیرقابل درمان می‌دانند و در مراجعه به پزشک و پیگیری درمان کوتاهی می‌ کنند. امروزه دیگر سرطان یک بیماری کشنده نیست. بسیاری از انواع بیماری سرطان قابل درمان هستند. استفاده از تکنیک‌های تشخیصی جدید مانند سی‌تی‌اسکن و ام‌آرآی و استفاده از روش‌های هسته‌ای تشخیص سریع سرطان را امکان‌پذیر می‌کنند. روش‌های درمانی متنوعی در دسترس است. شیمی‌درمانی، استفاده از هورمون‌ها، رادیوتراپی و استفاده از روش‌های پزشکی هسته‌ای بسیاری از سرطان‌ها را قابل درمان کرده‌اند. امروزه در آمریکا 11 میلیون نفر هستند که از بیماری سرطان نجات یافته‌اند.
منبع:www.salamat.com

4 علت پنهان خستگی

4 علت پنهان خستگی

همیشه دلیل خواب‌آلوده بودن و خستگی، کمبود خواب یا کار زیاد نیست. دلایل بسیاری وجود دارد که می‌تواند سبب شود شما همیشه احساس خستگی کنید. در اینجا به 4 مورد اشاره می‌کنیم.

1. عفونت‌ها:

گرچه عفونت‌ها علایم ظاهری بسیاری دارند اما گاهی ممکن است عفونتی در بدن شما در حال گسترش باشد بدون آنکه شما متوجه آن باشید یا پزشک تشخیص داده باشد. مثلا در بیماری مربوط به سیستم ایمنی عفونت ممکن است خود را به شکل خستگی شدید بروز دهد. در بیماری بروسلوز هم که توسط باکتری بروسلا آبورتوس از گوسفند، اسب یا گاو آلوده یا حتی شیر آنها به انسان منتقل می‌شود، نشانه عفونت خستگی مفرط و خواب‌آلودگی است.

2.آلرژی‌‌ها:

جالب است بدانید هیستامین و دیگر ترکیب‌های شیمیایی که بدن برای مقابله با آلرژی ترشح می‌کند، خواب آورند. از سوی دیگر سرفه، عطسه ناشی از بوییدن یک گل یا التهاب دستگاه تنفسی به دلیل ورود هاگ‌ها به درون بینی سبب بی‌خوابی می‌شود. به همین علت تمامی داروهای مقابله با آلرژی خواب آورند. قبل از مصرف این داروها با پزشکتان مشورت کنید.

4 علت پنهان خستگی

3. کم‌خونی:

اصلی‌ترین کار گلبول‌های قرمز رساندن اکسیژن از ریه‌ها به دیگر ارگان‌ها است وقتی فردی دچار کمبود گلبول قرمز می‌شود یا اختلالی در عملکرد گلبول‌ها پیش می‌آید فرد دچار کم‌خونی شده و در ضمن به قدری احساس خستگی می‌کند که از انجام کارهای معمول روزمره برنمی‌آید. یک آزمایش ساده خون می‌تواند نشان دهد فرد دچار کم‌خونی است یا خیر. در صورت مثبت بودن جواب باید به دنبال دلیل کم‌خونی گشت. یک خون‌ریزی داخلی یا تغذیه نادرست می‌تواند دلیل این دو باشد.

4. به‌هم ریختگی هومورنی:

در زنان کاهش هورمون استروژن در اغلب موارد می‌تواند سبب کاهش وزن و خستگی و کاهش میل جنسی و اشتیاق در کل شود. البته باید گفت کمبود یا زیاد ترشح شدن هورمون مهم دیگری در بدن می‌تواند همین نتایج را به دنبال داشته باشد. خوشبختانه یک تست ساده هورمون می‌تواند این موضوع را روشن کرده و پزشک با تجویز آمپول یا قرص یا پماد سبب تنظیم هورمون مربوطه در بدن شود.
منبع: www.salamat.com